زینت دهنده گل، از شخصیتهای شاهنامه…
گل آورنده، زیبا…
زيبا، لطيف و با طراوت…
افزايندهي گل…
گل ریزنده، افشاننده گل، گل پاشیدن…
شانس، اقبال خوب…
دارای سرنوشت و تقديرِ همچون گل، (مجاز) همچون گل زيبا و لطيف…
گلی که در بهار شکفته می شود، شکوفه گل…
گلِ بهاری، گلی كه در بهار میشكفد، (مجاز) زيبا و باطراوت…
گلهای معطر و سنبلههای نر درخت بيد (بيد مشك) كه مصرف دارويی دارد…
گل افشان، گلریز، معطر، خوشبو…
(مجاز) زیباروی، روشن روی، گل درخشان…